X
تبلیغات
کتاب اسلامی
کتاب اسلامی
 
ارائه مبانی اصیل و حقیقی اسلام





زوال نعمت ها




 امام علي صلوات الله علیه: : 
  
 وَ اَيْمُ اللَّهِ مَا كانَ قَوْمٌ قَطُّ فى غَضِّ نِعْمَةٍ مِنْ عَيْشٍ فَزالَ عَنْهُمْ اِلاَّ بِذُنُوبٍ اِجْتَرَحوهَا؛  
  
 به خدا سوگند، هرگز ملتى در زندگىِ مرفّه و پر نعمتى نبوده‏ اند و نعمت از آنان زائل نشده است، مگر به سبب گناهانى كه مرتكب شده‏ اند.  
  
  نهج البلاغه، از خطبه 178؛ دانش‏نامه امير المؤمنين، ج 11، ص 114 .
 
  
               



برچسب‌ها: زوال نعمت, گناه, کتاب اسلامی, زوال نعمت ها
نوشته شده در تاريخ سه شنبه یکم بهمن 1392 توسط عبدالله

شكرانه ميلاد حضرت زهرا سلام الله علیها   

از امام صادق علیه‏ السلام سؤال شد كه: «لم صارت المغرب ثلاث ركعات و اربعا بعدها لیس فیها تقصیر فى حضر و لا سفر؟»
چرا نماز مغرب سه ركعت است و نافله‏اش چهار ركعت كه در سفر و حضر تقصیر در آن نیست؟ (1)
آن حضرت فرمود: «ان اللَّه عز و جل انزل على نبیه  لكل صلاة ركعتین فى الحضر فاضاف الیها رسول‏اللَّه  لكل صلاه ركعتین فى الحضر و قصر فیها فى السفر الا المغرب و الغداه فلما صلى المغرب بلغه مولد فاطمه علیهم‏السلام فاضاف الیها ركعه شكراللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسن علیه‏ السلام اضاف الیها ركعتین شكر اللَّه عز و جل فلما ان ولد الحسین علیه ‏السلام اضاف الیها ركعتین شكر اللَّه عز و جل فقال للذكر مثل حظ الانثیین فتركها على حالها فى الحضر والسفر.» (2)
خداوند تبارك و تعالى همه‏ى نمازها را بر پیامبر  به صورت دو ركعتى نازل كرد. رسول خدا  (به امر پروردگار) به همه‏ى نمازها به جز نماز مغرب و نماز صبح دو ركعت اضافه نمودند؛ كه در حضر به صورت تمام و در سفر به طور قصر خوانده شوند.
هنگامى كه رسول خدا صلی الله علیه و آله  مشغول برپائى نماز مغرب بود. فاطمه علیهاالسلام به دنیا آمد رسول خدا
صلی الله علیه و آله به شكرانه‏ى این نعمت (و به امر پروردگار) یك ركعت به نماز مغرب اضافه فرمودند. پس چون حسن علیه ‏السلام به دنیا آمد، دو ركعت دیگر (به عنوان نافله) به آن سه ركعت اضافه نمودند و زمانى كه حسین علیه ‏السلام به دنیا آمد، به نافله ‏ى مغرب دو ركعت دیگر اضافه فرموده و آن را شكرانه تولد آن حضرت قرار دادند.
1- نماز مسافر را كه از چهار ركعت به دو ركعت شكسته مى ‏شود نماز قصر گفته و این عمل را تقصیر گویند.
2- من لا یحضر الفقیه، ج 1، ص 454. تهذیب، ج 2، ص 113. وسائل الشیعه، ج 4، ص 88. علل‏الشرایع، ص 324.



برچسب‌ها: حضرت زهرا, فاطمه زهرا, کتاب اسلامی, تفسیر آیه مودت, علامه حسینی طهرانی
نوشته شده در تاريخ یکشنبه سی و یکم فروردین 1393 توسط عبدالله
سرور تمام زنان

حسن بن زياد عطّار گويد: به امام صادق علیه السلام  گفتم: آيا قول پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله كه فرمود: فاطمه علیها السلام  سرور زنان بهشت مى ‏باشد، به اين معناست كه او سرور و سيّد زنان زمان خود بوده است؟ امام صادق علیه السلام  فرمود: حضرت مريم علیها السلام  سرور زنان زمان خود بوده است، و فاطمه علیها السلام  سرور تمام زنان بهشتى، از اوّلين و آخرين آنها مى ‏باشد.پس پرسيدم: معنى فرمايش رسول خدا صلی الله علیه و آله كه گفت: حسن و حسين علیهما السلام سرور جوانان بهشت هستند، چيست؟ امام فرمود: به خداوند سوگند آن دو، سرور و بزرگ تمام جوانان بهشت، از اوّلين و آخرين آنها هستند.

بحارالانوار ج43 ص21، زندگانى حضرت زهرا عليها السلام، ترجمه بحار الأنوار ،ص:198



برچسب‌ها: حضرت زهرا, فاطمه زهرا, کتاب اسلامی, تفسیر آیه مودت, علامه حسینی طهرانی
نوشته شده در تاريخ شنبه سی ام فروردین 1393 توسط عبدالله
میلاد دختریگانه رسول خدا(صلی الله علیه وآله) و الگوی همه مردان و زنان را به شما مخاطبان گرامی تبریک می گویم و امیدوارم ازتمام برکات این حادثه فرخنده بهره مند باشید و باشیم. به همین مناسبت روایت بسیار زیبایی پیرامون کیفیت ولادت آن ولیة الله تقدیم شما می کنم.



برچسب‌ها: حضرت زهرا, فاطمه زهرا, کتاب اسلامی, تفسیر آیه مودت, علامه حسینی طهرانی

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 توسط عبدالله
ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻨﺪ، ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ‌ﺩﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻰ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﺑﺎﻻ‌ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻣﻰ‌‏ﺑﺎﺷﺪ.

ﺍﻣیرالومنین ﻋﻠﯿﻪ‌ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺩﺭ ﺑﺨﺸﯽ ﺍﺯ ﻧﺎﻣﻪ ﺧﻮﺩ ﺑﻪ ﻣﺎﻟﮏ ﺍﺷﺘﺮ ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻨﺪ، ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ‌ﺩﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻰ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﺑﺮ ﺗﻮ، ﺑﺎﻻ‌ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻣﻰ‌‏ﺑﺎﺷﺪ.

ﺍﻣﺎیرالمومنین ﻋﻠﯿﻪ‌ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ ﺩﺭ ﻓﺮﻣﺎﻥ ﺍﺳﺘﺎﻧﺪﺍﺭﻯ ﻣﺼﺮ ﺑﻪ ﻣﺎﻟﻚ ﺍﺷﺘﺮ : ﺩﻝ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺁﻛﻨﺪﻩ ﺍﺯ ﻣﻬﺮ ﻭ ﻣﺤﺒّﺖ ﻭ ﻟﻄﻒ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﮔﺮﺩﺍﻥ ﻭ ﻣﺒﺎﺩﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﺁﻧﺎﻥ ﭼﻮﻥ ﺟﺎﻧﻮﺭ ﺩﺭﻧﺪﻩ‌‏ﺍﻯ ﺑﺎﺷﻰ ﻛﻪ ﺧﻮﺭﺩﻧﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﻏﻨﻴﻤﺖ ﺩﺍﻧﻰ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﻛﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻭ ﺩﺳﺘﻪ‏‌ﺍﻧﺪ : ﻳﺎ ﺑﺮﺍﺩﺭ ﺩﻳﻨﻰ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﻳﺎ هم نوع ﺗﻮ .ﺩﺭ ﻣﻌﺮﺽ ﻟﻐﺰﺵ ﻭ ﺧﻄﺎ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﮔﺎﻩ ﺍﺯ ﺭﻭﻯ ﻋﻤﺪ ﻳﺎ ﺧﻄﺎ ﺩﺳﺖ ﺑﻪ ﮔﻨﺎﻩ ﻭ ﺗﺠﺎﻭﺯ ﻣﻰ‏‌ﺁﻻ‌ﻳﻨﺪ . ﭘﺲ ﻫﻤﺎﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﻛﻪ ﺧﻮﺩ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻯ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﻛﻨﺪ، ﺗﻮ ﻧﻴﺰ ﻧﺴﺒﺖ ﺑﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺑﺨﺸﺶ ﻭ ﮔﺬﺷﺖ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ؛ ﺯﻳﺮﺍ ﺗﻮ ﺑﺎﻻ‌ﺩﺳﺖ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻰ ﻭ ﻓﺮﻣﺎﻧﺮﻭﺍﯾﯽ ﺑﺮ ﺗﻮ ، ﺑﺎﻻ‌ ﺩﺳﺖ ﺗﻮ ﻣﻰ‌ ‏ﺑﺎﺷﺪ ﻭ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺑﺎﻻ‌ ﺩﺳﺖ ﻛﺴﻰ ﺍﺳﺖ ﻛﻪ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﻣﺎﺭﺕ ﮔﻤﺎﺷﺘﻪ ﺍﺳﺖ !.
 
نهج البلاغه ، نامه 53



برچسب‌ها: امیرالمومنین, کتاب اسلامی, علامه طهرانی, کتاب حیات جاوید, شرح نامه 31 نهج البلاغه
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 توسط عبدالله
سير خلقت نورانى حضرت زهرا(سلام الله علیها) 2

و در حديثى از امام صادق- عليه ‏السلام- آمده است كه: «جز خدا هيچ نبود، پس خداوند پنج نور را از جلال و عظمت خود آفريد و براى هر يك از آن انوار، اسمى از اسماى الهى بود. خدا «حميد» است و اين اسم در محمد- صلى اللَّه عليه و آله- ظهور يافت. خدا «اعلى» است كه در اميرالمؤمنين على- عليه‏ السلام- ظهور يافت. و براى خدا «اسماى حسنى» وجود دارد كه نام حسن و حسين- عليهماالسلام- از آن اسماء مشتق است. و از اسم «فاطر» او، نام زهراى اطهر، فاطمه اشتقاق پيدا كرد پس وقتى كه آن انوار را آفريد، اينها را در ميثاق قرار داد، پس در طرف راست عرش جا گرفتند. و خدا فرشتگان را از نور آفريد پس وقتى كه فرشتگان به اين انوار نظر كردند، امر و شأن اينها را بزرگ شمردند و تسبيح را (از آنها) فراگرفتند و اين مطابق با گفته‏ى فرشتگان است كه در قرآن آمده است: به حقيقت ما (در انتظار اوامر الهى در تدبير عالم) صف كشيده‏ايم. و به راستى ما تسبيح كننده‏ايم، و آن هنگام كه آدم- عليه‏السلام- را آفريد آدم به سوى اين انوار از طرف راست عرش با دقت نظر نموده عرض كرد: اى صاحب اختيار من! آنان كيستند؟ خداى متعال در پاسخ فرمود: اى آدم! آنها برگزيدگان من و خواص من هستند، اينها را از نور عظمت و بزرگى‏ام آفريده‏ام و از اسمهاى خودم اسمى را براى اينها برگرفتم، پس عرض كرد: اى پروردگارم! به حقى كه تو بر اينها دارى اسمهاى اينها را به من بياموز، پس خداى متعال فرمود: اى آدم! اين اسمها نزد تو امانت باشد (كه) سرّ و رازى از راز من است. غير تو نبايد بر آن آگاه شود جز به اذن من، عرض كرد: پروردگارم قبول كردم. خداوند پس از گرفتن اين پيمان، اسمهاى آنها را به آدم- عليه‏السلام- تعليم داد. و به فرشتگان عرضه كرد، هيچ كدام به آنها عالم نبودند، پس در پاسخ قول خداى متعال كه فرمود: مرا از نامهاى اينها خبر دهيد اگر راست مى‏ گوييد، عرض كردند: منزهى تو! براى ما علمى نيست جز آنچه به ما آموخته‏اى. همانا تو عالم و داراى حكمتى. (آنگاه خداوند) فرمود: اى آدم! فرشتگان را به اسمهاى آن انوار خبر ده، پس وقتى كه اينها را به اسماء خبر داد، فرشتگان دانستند كه اين مطلب (در نزد آدم) به امانت گذاشته شده و آدم به سبب آگاهى از آن، فضيلت و برترى يافته است. سپس امر به سجده‏ى آدم- عليه‏السلام- شدند؛ زيرا كه سجده‏ى ملائكه، فضيلتى براى آدم و عبادت براى خداى متعال بود. چون كه سجده ملائكه، سزاوار آدم بود»
تفسير فرات، ص 11، ط نجف



برچسب‌ها: حضرت زهرا, فاطمه زهرا, کتاب اسلامی, تفسیر آیه مودت, علامه حسینی طهرانی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 توسط عبدالله
دوران باردارى حضرت خديجه سلام ‏اللَّه عليها سپرى گشت، زمان وضع حمل فرارسيد، حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه براى زنان قريش پيام فرستاد تا بيايند و او را در امر وضع حمل كمك كرد و كارهاى مربوط به اين برهه كه مخصوص زنان است برعهده گيرند.
اما زنان قريش پاسخ دادند كه ما نخواهيم آمد، چرا كه سخن ما را نشنيده انگاشتى و با محمد صلى اللَّه عليه و آله يتيم ابوطالب، پيمان زناشوئى بستى.
خديجه از اين پاسخ رنجيده خاطر گشت، اما در يكى از همين روزها در حالى كه او همچنان در بستر آرميده بود، چهار زن گندمگون و بلندبالا مشاهده نمود كه بر او وارد شدند. خديجه كه از ديدن آنان در هراس شده بود به تكاپو افتاد اما يكى از زنان او را آرام نمود و گفت:
اى خديجه! اندوهگين و هراسناك مباش، ما از جانب خدا به سويت آمده‏ايم و خواهران تو هستيم، من ساره همسر ابراهيم خليلم و اين آسيه همسر فرعون است و آن يكى مريم دختر عمران و چهارمين ما صفورا دختر شعيب است. در اين هنگام چهار زن در چهار سوى خديجه سلام‏اللَّه‏عليه قرار گرفتند و حضرت خديجه سلام‏اللَّه‏عليه حمل خود را بر زمين نهاد و نورى از او ساطع گرديد كه شرق و غرب عالم پرتوافكن شد.
نورى كه به خانه‏هاى مكه راه يافت و همه را در حيرت فروبرد. پس از آن ده فرشته همراه با طشت و ابريقى مملو از آب كوثر از آسمان فرود آمدند. آن بانويى كه در پيش روى خديجه قرار داشت مولود را با آن آب شستشو داده و جامه كه از شير سفيدتر و از عنبر خوشبوتر بود بيرون آورد. با يكى تن مولود را پوشاند، و ديگرى را مقنعه‏ى او قرار داد آنگاه دست خود را بر لبان كودك نهاد و او را به سخن گفتن وادار نمود، فاطمه دهان گشود و چنين فرمود: اشهد ان لا اله اللَّه و اشهد ان محمد رسول‏اللَّه سيدالانبياء و ان بعلى سيدالاوصياء و ولدى سادة الاسباط.

آنگاه يكايك بانوان را سلام داده به نامشان خواند. آنها هم با رويى گشاده مولود فرخنده را مورد ملاطفت قرار دادند. حوريان بشارت تولد او را به آسمانها بردند. در آسمان از يمن قدوم او نورى پديدار آمد و ساطع گرديد كه تا آن زمان سماواتيان چنين نورى را رؤيت ننموده بودند. بانوان خديجه را شادباش گفته از ميمنت و مباركى و طهارت نسلش سخنها گفتند. خديجه با سرورى زايدالوصف كودك را در آغوش كشيد و با دنيايى اميد و آرزو پستان در دهان او گذارد.



برچسب‌ها: حضرت زهرا, فاطمه زهرا, کتاب اسلامی, تفسیر آیه مودت, علامه حسینی طهرانی
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و نهم فروردین 1393 توسط عبدالله

مقام حضرت زهرا عليها السّلام در اعراف‏

بسم الـله الرحمن الرحیم

مقام حضرت صدّيقه كبرى فاطمه زهرا سلام الـله عليها كجاست؟ آيا آنهم بر اعراف است، و يا در مراتب و درجات پائين تر؟

هيچ شكّى نيست كه آن مقام مقدّس نيز در طراز مقام فرزندانش از پيشوايان و ائمّه اهل بيت است، و علّت آنكه در اين روايات تصريح به وقوف آنحضرت بر اعراف نشده است، به جهت آنستكه ضعفاء عقول حقيقتاً اعراف را كوهى مثلًا به مثابه جبال دنيا تخيّل مى‏ كنند، و بنابراين صعود آن مخدّره بر فراز كوه و تلّ، منافى مقام حيا و عصمت است. با آنكه حال آن بى بى در محشر و سائر مشاهد با ائمّه يكسان است، و با آنكه آن مخدّره نيز بر بالين هر شخص محتضر هنگام مرگ حاضر مى ‏شود، ولى در روايات احتِراماً لِجَلالها نامشان را نبرده ‏اند، و مخصوصاً در روايات ذكر شده كه برده نشدن نام به علّت قصور ادراك و فهم عامّه است.

زيرا آنان نميدانند كه در مقام عالى اعراف كه از بهشت عالى تر است و حجاب اقرب است، عنوان انوثيّت در مقابل ذكوريّت نيست؛ همه اين عناوين برداشته مى ‏شود، اين عناوين متعلّق به پایين اعراف و متعلّق به بهشت و دوزخ است، و لذا نام مقدّس آن بى بى منطوى در عنوان رجال آمده است در اين آيه مباركه: وَ عَلَى الاعْرَافِ رِجَالٌ.

همچنانكه بدون شبهه نام آن بى بى منطوى در عنوان رجال است در آيه مباركه نور:

فِى بُيُوتٍ أَذِنَ الـله أَن تُرْفَعَ وَ يُذْكَرَ فِيهَا اسْمُهُ و يُسَبِّحُ لَهُ و فِيهَا بِالْغُدُوِّ وَ الاصَالِ* رِجَالٌ لَا تُلْهِيهِمْ تِجَرَةٌ وَ لَا بَيْعٌ عَن ذِكْرِ الـله وَ إِقَامِ الصَّلَوةِ وَ إِيتَآءِ الزَّكَوةِ يَخَافُونَ يَوْمًا تَتَقَلَّبُ فِيهِ الْقُلُوبُ وَ الأبْصرُ.[1]

«در خانه‏ هائى كه خدا رخصت داده است كه رفعت يابد و نام او در آنجاها برده شود، تسبيح خدا را مى‏ نمايند در صبحگاه و شبانگاه‏ مردانى كه هيچ كسب و تجارتى آنان را غافل نميدارد از ياد خدا، و نه از إقامه نماز و نه از دادن زكوة. و از روزى كه دل‏ها و چشم‏ها از آن روز در وحشت و اضطراب است در واهمه و دهشت هستند.»

بارى، مجال ضيق است كه در اين باره قدرى بيان و قلم را گسترده داريم، تا اخلّاء روحانى و برادران ايمانى بدانند كه مقام و درجه اين زن كه افتخار هزاران پيغمبر و امام، و شفيعه صدّيقان و شهيدان و پيامبران أُولوا العزم است، تا چه حدّ و چه غايت است! او سرّ رسول الـله است، او جوهره و سلاله نبوّت است، كه رسول خدا دست او را مى ‏بوسيد، و بر جاى خودش مى ‏نشاند، و پيوسته در بيتش ميرفت، و هر وقت از سفر و غزوه مراجعت ميكرد، اوّل به ديدن او در خانه او ميرفت‏.[2]

__________________________________________________

[1]ـ سوره النّور (24) آيه 36 و 37.

[2]ـ معاد شناسى، ج‏10، ص 64.



برچسب‌ها: حضرت زهرا, فاطمه زهرا, کتاب اسلامی, تفسیر آیه مودت, علامه حسینی طهرانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و هشتم فروردین 1393 توسط عبدالله

اوج گذشت و بزرگواری  

يكى از غلامان امام حسن علیه السلام خلافى را مرتكب شد. حضرت قصد داشت او را مجازات كند. غلام براى خلاصى از تنبيه ، اين آيه را خواند «الكاظمين الغيظ»
حضرت فرمود: خشم خودم را فرو خوردم .
غلام گفت: مولايم ! «والعافين عن الناس»
حضرت فرمود: از گناه تو در گذشتم .
غلام در آخر گفت: «والله يحب المحسنين»
حضرت فرمود: تو را آزاد كردم و دو برابر آنچه پيشتر از من مى گرفتى براى تو مقرر مى سازم !
بحارالانوار، ج 43، ص 352



برچسب‌ها: حلم, بردباری, امام حسن, اهل بیت, مناقب آل ابی طالب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه بیست و هفتم فروردین 1393 توسط عبدالله

حلم و بردباری

یك نفر از اهل شام وارد مدینه شد، حضرت مجتبی ـ علیه السّلام ـ را دید كه بر مركبی سوار است و چون تحت تأثیر تبلیغات منفی بنی‌امیه علیه اهل بیت قرار گرفته بود، شروع به ناسزا گفتن كرد، او اسائه ادب می‌كرد، امام ـ علیه السّلام ـ هم چیزی نمی‌گفت. تا وقتی كه مرد شامی آرام شد.

حضرت مجتبی ـ علیه السّلام ـ كه درد او را می‌دانست بر او سلام كرد پس از لبخندی فرمود: گمان می‌كنم غریب هستی، شاید امر بر تو مشتبه شده است اگر بخواهی گذشت كنیم از تو گذشت می‌كنیم، اگر از ما چیزی بخواهی به تو می‌دهیم، اگر راهنمایی بخواهی راهنمائیت می‌كنیم، اگر از ما مركبی بخواهی برای تو مركب می‌دهیم، اگر گرسنه باشی، سیرت می‌گردانیم، اگر عریان باشی لباست می‌دهیم، اگر محتاج باشی بی‌نیازت می‌كنیم، و اگر حاجتی داشته باشی آن را بر می‌آوریم و تا در مدینه هستی اگر در خانه ما مهمان باشی برای تو بهتر خواهد بود، چون منزل ما وسیع و امكانات ما بسیار و موقعیت ما گسترده است.
مرد شامی از شنیدن این سخنان به گریه افتاد، سپس گفت: گواهی می‌دهم كه تو خلیفه خدا در روی زمین هستی، خدا داناتر است كه رسالت خود را در كجا قرار بدهد، تو و پدرت مبغوضترین خلق در نزد من بودید ولی فعلاً محبوبترین خلق خدا در نزد من هستید.
سپس آن مرد وسائل خویش به خانه آن حضرت آورد و تا در مدینه بود میهمان آن حضرت بود و بر محبت اهلبیت ـ علیهم السّلام ـ معتقد شد.
مناقب آل ابیطالب، ج4، ص19



برچسب‌ها: حلم, بردباری, امام حسن, اهل بیت, مناقب آل ابی طالب
نوشته شده در تاريخ سه شنبه بیست و ششم فروردین 1393 توسط عبدالله