کتاب اسلامی
کتاب اسلامی
 
ارائه مبانی اصیل و حقیقی اسلام

بیست و سوم ذی القعدة روز اجتماع اولیاء الهی در حرم حضرت ثامن الحجج(3)

 

 فرمایش مرحوم علّامۀ طهرانی در مورد زیارت حضرت امام هشتم علیه السلام

مطلب دیگری را كه من از ایشان شنیدم این بود كه می‌فرمودند:

برای زیارت امام رضا علیه السلام، اگر از آن نقطۀ كرۀ زمین، روی یخ، سینه خیز انسان به مشهد بیاید، كار زیادی نكرده است.

 این عین عبارت ایشان بود. حالا که  الحمدلله همه نوع وسیله فراهم است و باز عین این عبارت را من از ایشان شنیدم و رفقا باید آن را در نظر داشته باشند:

كسی كه به زیارت امام رضا علیه السّلام می‌رود، زیارت کس دیگری نباید در ذهنش باشد، در بین راهها بزرگانی دفن هستند اولیای خدا دفن هستند،  نباید در ذهنمان زیارت آنها هم باشد، فقط و فقط كسی كه حركت می‌كند باید زیارت حضرت در نظر او باشد، بله در موقع مراجعت اشكال ندارد انسان وقتی كه از مشهد برمی گردد به زیارت آنها برود در نیشابور امام زادگانی هستند و عطّار آن عارف بزرگ كه مولانا می‌فرماید:

«هفت شهر عشق را عطار گشت        ماهنوز  اندر خم یک کوچه‌ایم»

 ظاهرا ما هنوز اندرخم یك كوچه هستیم ، واقعاً عطّار از عرفای كملّین بوده و به كمال رسیده بوده، عطّار فریدالدّین عطّار نیشابوری، بسیار بسیار مرد بزرگی بوده و می‌توان او را از كمّلین به حساب آورد...  .

همین طور در موقعی كه رفقا می‌خواهند به حرم مشرّف بشوند به قصد زیارت امام رضا بروید و بس! زیارت بزرگان، اولیاء، مرحوم علّامۀ طهرانی  نباید در نظر باشد، ابداً! فقط زیارت، باید زیارت امام رضا باشد و بس! بله اگر رفتید در آنجا و بعد مجال داشتید و حال داشتید عیب ندارد ، بعد انسان سر مرقد بزرگان برود و فاتحه‌ای بخواند و دعایی بخواند و توسل كند، اینها اشكالی ندارد، منتهی دسته جمعی نباید رفت، نباید طوری انسان برود و بایستد در آنجا و ازدحام كند كه در انظار مردم به عنوان یك فرد و شخصیتی كه در قبال امام رضا مورد توجه است،قرار بگیرد. همۀ ‌اینها باطل است، تمام اینها باطل است و قطعا مورد مخالفت خود اولیای خدا است، فقط و فقط در مشهد درفکر انسان باید امام رضا باشد و بس!! بعضیها را دیدم كه اینها  تعمّد دارند، وقتی كه از حرم بیرون می‌آیند، فاصلۀ‌ حرم تا مرقد ایشان را با پای برهنه می‌آیند، دلیلی ندارد! در صحن بزرگان با كفش حركت می‌كردند! بله حالا یك وقتی فرش انداختند از روی فرش می‌رود می‌رسد ولی وقتی كه فرش نیست دلیلی ندارد با پای برهنه انسان برود حالا یك وقتی انسان كفشش یك جای دیگر است، حالا حوصله ندارد برود بردارد عیب ندارد، با این نیّت اشكال ندارد ولی اگر بخواهد نیّتش این باشد كه بخواهد از حرم خود را به آنجا برساند همه اینها تخیّلات است و همۀ اینها باطل است و همۀ اینها مورد مذمّت است.

 



برچسب‌ها: 23ذی القعده, زیارت امام رضا, اولیاءالهی, علامه طهرانی, کتاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و دوم شهریور 1393 توسط عبدالله

بیست و سوم ذی القعدة روز اجتماع اولیاء الهی در حرم حضرت ثامن الحجج(2)

تمامی اولیاء الهی در بیست و سوم ذی القعده خود را به مشهد مقدّس می رسانند

 بنده (فرزند مرحوم علامه طهرانی) خودم از مرحوم علّامۀ طهرانی شنیدم كه ایشان می‌فرمودند:

برای روز بیست وسوم ذی القعده هر كسی از اولیاء، چه به مرتبۀ اصطلاحی خودش رسیده، یا اینكه حتی به آن مرتبه نرسیده است از هر نقطۀ دنیا خود را به مشهد می‌رساند، این جمله‌ای بود كه بنده از ایشان شنیدم!

بسیار نسبت به امروز ،بزرگان و اولیای خدا اهتمام داشتند و الحمدلله مشاهده می‌شود كه حتّی این قضیه در بین تودۀ مردم هم رواج پیدا كرده، سابق اینطور نبود، سابق فقط خواص از این زیارت مطّلع بودند الآن می‌بینیم نه ، مردم هم نسبت به زیارت این روز همّت دارند، البته خوب یك مطلب واضحی است بالاخره مسئلۀ ولایت یك مسئله‌ای ‌است كه از تخیّل و  توهّم ما خارج است، آن ولایت است كه قلوب را می‌كشاند و نفوس را از باطن می‌كشاند و حسابش با آنچه را كه ما در مقام ادعا هستیم تفاوت دارد. ولایت واقعی امام علیه السلام با آنچه را كه ما مطرح می‌كنیم، فرق می‌كند، علی كل حال مسئلۀ زیارت امام رضا علیه السلام بسیار مهم است.



برچسب‌ها: 23ذی القعده, زیارت امام رضا, اولیاءالهی, علامه طهرانی, کتاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 توسط عبدالله

بیست و سوم ذی القعدة روز اجتماع اولیاء الهی در حرم حضرت ثامن الحجج

متن ذیل خلاصه جلسۀ 173 شرح عنوان بصری می باشد که توسط حضرت آیت الـله حاج سید محمد محسن حسینی طهرانی ایراد گردیده است.

 

اعوذ بالـله من الشیطان الرّجیم

بسم الـله الرحمن الرحیم

رفقا نسبت به موقعیّت ماه ذی القعده و همین طور ایّام دهۀ ‌ذی الحجة اطّلاع دارند و می‌دانند كه بزرگان چقدر در مورد این موقعیّت و ظرفیّت تأكید كردند. در روایات، راجع به این ایّام احادیث بسیار مُعجبی آمده است، اولاً در روزهای آینده روز بیست و سوم ذی القعده روز زیارتی امام رضا علیه السلام است و بسیار بسیار روز مهمی‌است، برای افرادی كه می‌توانند مشرّف بشوند طبعاً توفیق زیارت حاصل می‌شود و برای افرادی هم كه نمی‌توانند، عذر دارند، از راه دور هم زیارت بكنند عین ثواب تشرّف را به آنها هم خواهند داد.

ادامه دارد...



برچسب‌ها: 23ذی القعده, زیارت امام رضا, اولیاءالهی, علامه طهرانی, کتاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیستم شهریور 1393 توسط عبدالله

از فرمایشات امام رضا علیه السلام هنگام پذیرفتن ولایت عهدی از جانب مأمون

اللهم لا عَهد إلّا عهدُک و لا وِلایَةَ إلا مِن قِبَلک . فوَفِّقنی لإقامة دینک و أحیاء سُنة نَبیّک ،فإنک أنتَ المولی و النصیر و نعم المولی أنت و نعم النصیر

 

پروردگارا هیچ التزامی به شخصی و هیچ انقیاد و پذیرش دستوری از کسی نیست مگر اطاعت و التزام و انقیاد نسبت به ذات اقدس تو.

ونیز هیچگونه ولایت و سیطره ای از هیچ فردی در عالم وجود پذیرفته نخواهد شد مگر ولایت و سیطره تو،پس مرا در راه بپای داشتن دین و شریعت خود موفق گردان. و در مسیر زنده کردن و نشاط بخشیدن به روش و آیین پیامبرت دستگیری نما.

زیرا به تحقیق و درستی ، تو مولی و یاور همگان می باشی و چه خوب و پسندیده ای هستی در ولایت خود و یاور و پناهگاهی در امداد و دستگیری خویش.



برچسب‌ها: امام رضا, کتاب اسلامی, ولایت عهدی, مشهد الرضا, ولایت خدا
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم شهریور 1393 توسط عبدالله

رواياتي پيرامون مقام و عظمت حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها

1-عن سعد بن سعد قال سألت ابا الحسن الرضا عليه السلام عن فاطمة بنت موسي بن جعفر عليهما السلام فقال من زارها  فله الجنة.

2- قال امام الجواد عليه السلام : من زار قبر عمتي بقم فله الجنة.

3- و روي سعد في رواية اخري  عن ابا الحسن الرضا عليه السلام ، قال: عندكم لنا قبر. قلت جعلت فداك  بنت موسي عليه السلام ، قال: نعم. من زارها عارفاً بحقها فله الجنة. فإذا أتيت القبر فقم  عند رأسها مستقبل القبله و كبّر أربعاً و ثلثين تكبيرة و سبح ثلثاً و ثلثين تسبيحةً واحمدالله ثلثا و ثلثين تحميدة. ثم قال : السلام علي آدم صفوة الله ...

ترجمه:

 سعدبن سعد مي گويد: درباره حضرت فاطمه معصومه سلام الله عليها كه دختر موسي بن جعفر عليهما السلام مي باشند از امام رضا سوال نمودم . فرمودند: كسي كه آن حضرت را زيارت كند جايگاهش بهشت خواهد بود.

2- امام جواد عليه السلام فرمودند: كسي كه زيارتگاه عمه ام  را در قم زيارت كند بهشت از آ ن او خواهد شد.

3-امام رضا عليه السلام به سعد مي فرمايند : در شهر شما قبري از ما خاندان مي باشد، عرض كردم فدايت شوم آيا منظور شما قبر فاطمه دختر موسي بن جعفر عليهم السلام است ؟ فرمود : آري. كسي كه او را در حال معرفت به شخصيت و ملكات او زيارت كند بهشت براي او خواهد بود. پس وقتي كه به زيارت آن حضرت مي روي بالا سر آن حضرت بايست و سي و چهار مرتبه تكبير بگو وسي سه مرتبه تسبيح و سي سه مرتبه حمد بجاي آور پس بگو السلام علي آدم صفوة الله ...  



برچسب‌ها: حضرت فاطمه معصومه, کریمه اهل بیت, زیارت حضرت معصومه, کتاب اسلامی, علامه طهرانی
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393 توسط عبدالله

معناي‌ عيد فطر به بیان حضرت علامه آیة الـله حاج سید محمد حسین حسينی طهرانی  

 

 

كلمه عيد از ماده عود است ‏يعنى بازگشتن.در «اقرب الموارد» گويد: عيد به موسم و هر روزى كه در آن اجتماعى و يا تذكار و يادبودى از صاحب فضيلتى بوده باشد، گفته مى ‏شود، و بعضى گفته‏ اند: براى هر حادثه مهمى.ابن اعرابى گويد: براى آنكه در هر سالى آن واقع و حادثه، با فرح و سرور مجددى عود مى ‏كند.

اصل كلمه عيد، عود بود، چون واو ساكن بود، و ماقبلش مكسور بوده، آنرا به يآء قلب نمودند، عيد شد، و جمع آن اعياد و تصغير آن عييد آيد، كه از واحد اعلال شده بنا كرده‏اند، يا به جهت آنكه مفردش عيد شده است، و يا به جهت فرق ميان آن و ميان كلمه عود كه به معناى چوب است، و جمع آن اعواد و تصغير آن عويد مى ‏آيد. و در اصل ماده گويد: عاد الى كذا يعود عودا و عودة و معادا يعنى برگشت، و به سوى آن چيز شد.و گفته شده است: بعد از اعراض و انصراف بازگشت كرد.

و نظير همين گفتار را در «صحاح اللغة‏» و در «مصباح المنير» ذكر كرده است، و در مصباح اضافه كرده است كه: و عيدت تعييدا يعنى من در مراسم عيد حضور پيدا كردم.

حال كه معناى عيد را در لغت دانستيم، ببينيم در اصطلاح مردم و طوائف و ملل و نحل كلمه عيد را به چه معنى استعمال مى كنند؟ و براى وضوح اين مطلب مى‏گوييم: در نزد هر طائفه و جماعت، و هر ملت و مذهبى، يك چيز مخصوص داراى اهميت است كه چون سالگرد آن واقعه و حادثه، و يا آن خاطره برسد، به جهت ‏بزرگداشت و تجليل از روح و معناى آن، آن خاطره را تجديد مى‏كنند، و به سرور و فرح در يادبود آن واقعه مى ‏گذرانند و با آنكه نفس آن حادثه گذشته است، ولى با يادبود و خاطره موجود باقيمانده از آن در ذهن، خود را به روح و جان آن حادثه نزديك مى‏كنند، و نفس و روح خود را از يادبود آن اشراب و متمتع‏ مى‏ سازند.

دنياپرستان چون وصول به منافع دنيوى فقط موردنظر و هدف آنهاست، در وقت‏ بروز و ظهور حادثه دنيوى عيد مى‏گيرند، پادشاهان پس از لشكركشى و خون‏ريزى و غلبه بر حريف و سلطه بر اقوام موردنظر جشن مى‏ گيرند، و طاق نصرت مى ‏بندند، و آن خاطره پيروزى را همه ساله اعاده مى ‏كنند.

ايرانيان قديم نوروز را عيد مى ‏گرفتند، به جهت آنكه سبزه از زمين مى‏ رويد و درخت‏ها سبز مى‏ شود و فصل خرمى و شادابى زمين است، فصل خزان و زمستان سپرى شده، و اينك زمين رو به رشد و نمو است.

اين منطق كسانى است كه ابداً با معنويات و روحانيات سر و كار ندارند، و ارزش‏هاى انسانى را فقط در ماده و سبزه مى ‏جويند، و در حقيقت‏ با عيد بهائم كه آنها در فصل بهاران شاد و شادابند، و در مرغزارها و مراتع مى‏ چرنددر در فصل زمستان افسرده و كسل و خزيده هستند، چه تفاوتى دارد؟ آنها بدان صورت، انسان هم بدين صورت.حقيقت و واقعيت‏ يكى است، براى آنها بدان شكل، و براى اين انسان دو پا بدين شكل.

سيد ابن طاوس در كتاب «كشف المحجة‏» روز تولد پسرش را عيد نمى ‏گيرد، بلكه روز بلوغ و به شرف تكليف درآمدن او را عيد مى ‏گيرد كه قابل خطاب خداوندى شده و قلم تكليف بر او جارى شده است.او در فصل صد و سوم گويد: اى فرزند من: محمد! چون به زمانى رسيدى كه خداوند جل جلاله تو را به كمال عقل مشرف كرد، و خداوند جل جلاله در استصلاح حال تو براى همنشينى و گفتگوى با خودش و براى دخول در محضر مقدس خودش براى اطاعت او مفاخره و با فرشتگان ملاعنه مى ‏كند، آن وقت را تاريخ زده و محفوظ بدار! زيرا كه از افضل اوقات اعياد است.و در هر سالى از سالها كه خداوند عمر با بركت تو را به آن تاريخ برساند، شكر خداوند را تجديد كن، و صدقات و خدمات براى خداوند بخشنده عقل و خرد بجاى آور، كه او تو را بر شرف دنيا و آخرت دلالت كرده است، و بدان كه من خواهر تو را (شرف الاشراف) كمى پيش از آنكه به سن بلوغ برسد در نزد خود خواندم و آنچه مى ‏دانستم از احوال او كه خداوند جل جلاله به او اجازه داده است كه در خدمت او به كم و بسيار قيام كند، براى او شرح دادم و آنرا در كتاب البهجة لثمرة المهجة ذكر كرده‏ ام.

فصل صد و چهارم: و اگر خداوند همانطور كه مرا عادت داده است كه در رحمت و عنايت او بسر برم، زنده باقى گذارد، من روز بلوغ تو را كه مشرف به شرف تكليف مى‏شوى عيد مى‏گيرم و يكصد و پنجاه دينار تصدق مى‏ دهم كه در مقابل هر سال از عمر تو ده دينار واقع شود، اگر بلوغ تو بر حسب سال باشد، و با اين مال من در خدمت‏ خداوند اشتغال ورزم زيرا كه مال مال اوست، و من مملوك او هستم و تو هم بنده او هستى! پس ما اين مال را مصرف مى‏ كنيم در آن جائى كه خداوند جل جلاله دوست دارد در آنجا مصرف شود.

ولى اديان الهى براى پيروان خود بر اساس ارزش‏هاى انسانى، و وصول به اهداف ايمانى و خروج از شرك و آزادى از دست جباران و طاغيان زمان كه بشر را استخدام نموده و براى منافع استكبارى خود از او متمتع مى‏ شده ‏اند، اعياد را پايه‏ ريزى كرده ‏اند.

در دين مقدس اسلام روز فطر و روز قربان، عيد است.اما در فطر به جهت‏ آنكه در يكماه تمام مردم دست از زياده‏روى در شهوات برداشته، روزها روزه، و شب‏ها به قيام مشغول، و با بهره‏ هائى بيش از ساير ايام همچون انفاق در راه خدا، و تلاوت بيشترى از كلام خدا، و چشم پوشى از محرمات و مكروهات، نفس اماره خود را تزكيه و تطهير نموده ‏اند، حالت روحانيت و معنويت در ايشان بالا رفته است، و سبكى و تجرد و امكان عروج به عوالم قدس براى آنها امكان بيشترى پيدا كرده است، زيرا طعام و شهوت و غضب كليد جهنم و سلطه شيطان است.و در اين ماه كه خداوند مائده آسمانى ميهمانان خود را جوع و گرسنگى قرار داده است معلوم مى ‏شود كه بهترين تحفه از جانب رب الارباب است.

اندرون از طعام خالى دار         تا در او نور معرفت‏بينى

در اين موقع كه موقع گرفتن نتيجه و مزد است، آن روز را بايد عيد گرفت، و از خداوند كريم و رحيم عيدى دريافت كرد.اما عيد گرفتن نه به معناى ساز و دهل زدن است، و نه به معناى شيرينى خوردن و رنگارنگ پوشيدن، و تفريح و تفرج بهيمانه كردن، بلكه به معناى يك درجه از تزكيه و تطهير بالاتر، و يك صيقل بهتر به نفس دادن تا آماده بركات و نزول موآئد آسمانى گردد.

شب عيد فطر دو غسل دارد: يكى در اول شب، و يكى در آخر شب، و آن شب احياء و زنده‏ دارى است‏ يعنى تا به صبح به عبادت و قيام و ذكر و ياد محبوب و معشوق ازلى و حبيب سرمدى مشغول بودن، و در روز عيد نيز غسل دارد.

و رفتن براى نماز عيد، و با تمام مردم در صحرا بجاى آوردن، و آنرا با كيفيتى خاص، در دو ركعت و با نه قنوت بجاى آوردن، و زبان به ذكر تهليلات گشودن كه:

الله اكبر، الله اكبر، لا اله الا الله و الله اكبر، الله اكبر، و لله الحمد و الحمد لله على ما هدانا و له الشكر على ما اولانا.

بر گرفته از کتاب امام شناسی جلد 9 تالیف علامه آیة الله حاج سید محمد حسین حسینی طهرانی



برچسب‌ها: عید فطر, معنای عید فطر, کتاب اسلامی, علامه حسینی طهرانی, عیدی خداوند
نوشته شده در تاريخ سه شنبه هفتم مرداد 1393 توسط عبدالله
عدّه‌اى كه از تصميم ايشان نسبت به بازگشت به ايران با خبر مى‌شوند نزد مرحوم آيت‌اللـه حاجّ سيّدعبدالهادى شيرازى رحمة‌اللـه‌عليه رفته و از ايشان تقاضا مى‌كنند كه بازگشت و مراجعت حضرت علاّمه والد را به طهران منع كنند و حكم به تحريم مراجعت و ترك نجف أشرف نمايند!

ايشان مى‌فرمودند:

من نگران و مضطرب شدم كه اگر آيت‌اللـه شيرازى حكم كنند، چه مى‌شود؟ چه كنم؟ چاره كار چيست؟ خصوصا كه خود ايشان نيز مايل به رفتن من نبودند.

حضرت آيت‌اللـه حاجّ سيّدعبدالهادى شيرازى مرا خواستند و علّت و دليل مراجعت مرا جويا شدند، بنده عذر آوردم كه خانم والده به برونشيت و ورم ريه مبتلا هستند، و به واسطه عجّه‌ها و بادهاى شديد نجف كه همراه با گردوغبار است، تنفّس ايشان مشكل مى‌شود و برايشان ضرر دارد، لذا براى بهبودى حال خانم‌والده بايد به منطقه‌اى برويم كه آب و هواى مناسبى داشته باشد. و واقعا هم چنين بود كه ماندن در نجف براى والده از جهت جسمى مطلوب نبود.

آيت‌اللـه شيرازى نيز عذر ما را پذيرفته و از تصميم خود منصرف شدند وگرنه بنا بود حكم كنند.

البتّه خود ايشان ابتدا قصد داشتند رحل اقامت خويش را در آستانه مباركه مولى‌الموالى أميرالمؤمنين عليه‌أفضل‌صلوات‌المصلّين فرود آورده و آنجا را موطن اصلى خود قرار دهند و از نفحات ربّانيّه‌اى كه از آن بارگاه قدس و مهبّ عنايات علوى بر قلوب و دل‌هاى طالبان علم مى‌وزد بهره‌مند شده و از سرچشمه تسنيم كه از زير پاى آن حضرت جارى است، جان خود را سيراب كنند، ولى به جهت امتثال فرمايش مرحوم حضرت آيت‌اللـه أنصارى رحمة‌اللـه‌عليه تصميم به مراجعت به طهران مى‌گيرند.



برچسب‌ها: علامه طهرانی, زندگی نامه علامه, سید عبدالهادی, مرحوم انصاری, کتاب اسلامی
نوشته شده در تاريخ جمعه سوم مرداد 1393 توسط عبدالله

بسم الل‍ه الرحمن الرحیم

«در این روز دور خانه أمیرالمؤمنین خیلى جمع شدند. خبر ضربت خوردن آن حضرت به اطراف و اکناف از کوفه رسیده و شیعیان شهرها و بلاد و قصبات به کوفه روى آور مى‌شوند و همه یکسره دورخانه أمیرالمؤمنین، و دو تقاضا دارند: یکى ملاقات أمیرالمؤمنین، و دیگر کشتن ابن ملجم. فریاد مى‌زنند: بدهید به دست ما، ما انتقام بگیریم!

 



برچسب‌ها: امیرالمومنین, کتاب سلامی, شب قدر, امام زمان, ولایت اهل بیت

ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 توسط عبدالله

بسم الل‍ه الرحمن الرحیم

ابن اثیر جزرى گوید با سلسله اسناد خود از عثمان بن صُهَیْب، از پدرش که قال: قال علِىٌّ: قالَ لِى رَسولُ الل‍ه صلّى الل‍ه علیه و آله و سلّم:” مَن أشقَى الأوَّلینَ؟“ قُلتُ: عاقِرُ النّاقَة. قالَ: ”صَدَقتَ.“ قالَ:”فَمَنْ اشْقَى الآخِرینَ؟“ قُلتُ: لا عِلمَ لى یا رَسولَ الل‍ه. قالَ: ”الّذى یَضرِبُکَ عَلی هذا“! و أشارَ بیَدِهِ إلى یافوُخِهِ .و کان یقولُ: وَدِدتُ أنَّهُ قَدِ انبَعَثَ أشقاکُم فَخَضَبَ هَذِه مِن هَذِهِ. یعنى لِحیَتَه مِن دمِ رأسِهِ. [1]

صهیب از أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام روایت مى‌کند که رسول خدا صلّى الل‍ه علیه و آله و سلّم به من فرمود:”شقى ترین از پیشینیان کیست؟“ گفتم: پى کننده شتر صالح. فرمود: ”راست گفتى.“ سپس فرمود: ”شقى ترین از پسینیان کیست؟“ گفتم: نمی‌دانم اى رسول خدا. فرمود: ”آن کسى که بر اینجا شمشیر بزند.“ و اشاره کردند به استخوان سر أمیرالمؤمنین علیه‌السّلام.

و آن حضرت بعضى از اوقات مى‌فرمود: دوست دارم که شقى ترین شما برانگیخته گردد و این را از این خضاب کند. یعنى ریش مبارکش را از خون سرش.

و سپس ابن اثیر گوید: إنّ علیًّا جمَع النّاس لِلبیعة؛ فجاء عبدُالرحمن بنُ مُلجمٍ المُرادِىُّ فردَّهُ مرَّتینِ، ثُم قال: ”ما یحبِسُ أشقاها؟! فوالل‍ه لیخضِبنَّ هذِهِ من هذِهِ!“ ثُم تَمثَّلَ

اُشدُدحَیازیمَکَلِلمَوتِ

 

فإنَّالمَوتَلاقیکَ

وَلاتَجَزَعمِنَالقَتلِ

 

إذاحِلَّبِوادیکَ [2]

گوید:

على علیه‌السّلام تمام مردم را براى بیعت جمع نمود. عبدالرَّحمن بن ملجم مرادى آمد که بیعت کند، دو مرتبه حضرت او را ردّ کرد و سپس فرمود: ”چه چیز جلوگیر و مانع شقى ترین امّت مى‌شود؟! سوگند به خدا که ابن ملجم محاسن مرا از خون سرم خضاب مى‌کند! “و بعداً تمثّل جست به این شعر:

”کمربند خود را براى مرگ محکم کن چون مرگ به تو خواهد رسید. و از مرگ جزع و فزع نکن زمانى که در آستان تو فرود آید. “

و سپس گوید: عثمان بن مُغیره گفت که:

لمّا دخل شهرُ رمضان جعل علِىٌّ یتعشّى لیلةً عِند الحسن، و لیلةً عِند الحسینِ، و لیلةً عِند عبدِالل‍ه بنِ جعفرٍ، لا یزیدُ على ثلاثِ لُقمٍ، و یقُولُ: ”یَأتى أمرُ الل‍ه و أنا خََمیصٌ، و إنَّما هِىَ لَیلَة أو لَیلَتانِ.“ [3]

چون ماه رمضان داخل شد أمیرالمؤمنین یک شب در نزد امام حسن و یک شب در نزد امام حسین و یک شب در نزد عبدالل‍ه بن جعفر بود، و زیاده از سه لقمه میل نمى‌فرمود و مى‌فرمود:

”امر خدا می‌رسد و من باید در آن حال گرسنه باشم، یکى دو شب بیشتر نمانده است. “

و سپس گوید:

خرج علِىٌّ لِصلاة الفجرِ فاستقبلهُ الأوزُ یصِحن فى وجههِ، قال: فجعلنا نطرُدُهُنَّ عنهُ، فقال: ”دَعُوهُنَّ فَانهَّنَّ نَوائِحُ! “و خرج فأُصیب. و هذا یدُلُّ على أنّهُ علِم السنة و الشهر و اللیلة التى یُقتلُ فیها، والل‍ه أعلمُ. [4]

«أمیرالمؤمنین براى نماز صبح از منزل بیرون شد، مرغابیان در مواجهه با على به صیحه درآمدند. کثیر که راوى این حدیث است مى‌گوید: ما شروع کردیم که مرغابیان را از آن حضرت دور کنیم، فرمود: آنها را به حال خود گذارید، آنها نوحه مى‌کنند بر من!“ حضرت خارج شد و در همان وقت ضربت به او رسید. و این دلالت دارد بر آنکه آن حضرت سال و ماه و شبى را که در آن شب شهید شده همه را مى‌دانسته است، و خدا عالم‌تر است.

و ابن حجر هیثمى گوید:

فلمّا کانتِ اللیلة التى قُتِل فى صبیحتِها أکثر الخُرُوج و النظر إلی السماء، و جعل یقُول: ”والل‍ه ما کَذَبتُ و لا کُذِبتُ و إنَّهَا اللَّیلَةُ التَّىُ وعِدتُ.“[5]

در آن شبى که در صبحش حضرت ضربت خوردند بسیار از اطاق بیرون آمده و به آسمان نظر مى‌کردند و می‌گفتند: ”سوگند به خدا که نه دروغ مى‌گویم و نه دروغ به من گفته شده است، امشب همان شب میعاد من است.“[6]

_____________________________________________________

[1] و [2]ـ أسد لغابة، ج 4، ص 35.

[3]ـ همان مصدر، ص 36 ؛ و نیز بعضى از جملات فوق در دو مقام در الصواعق المحرقة، ص 80 ذکر شده است.

[4]ـ همان مصدر.

[5]ـ الصواعق المحرقة، ص 80.

[6]ـ امام شناسی، ج 3، ص 22.



برچسب‌ها: امیرالمومنین, کتاب سلامی, شب قدر, امام زمان, ولایت اهل بیت
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و هشتم تیر 1393 توسط عبدالله
روزى اميرالمؤ منين علىّ علیه السلام از منزل خارج شد؛ و در بين راه به سلمان فارسى برخورد نمود، به او خطاب نمود و اظهار داشت : اى سلمان! در چه وضعيّتى به سر مى برى ؟
سلمان فارسى در جواب چنين پاسخ داد: در غم چهار موضوع به سر مى برم ؛ حضرت فرمود: آن چهار موضوع اندوهناك چيست ؟
سلمان گفت : اوّل همسر و عائله ام، كه از من طعام و ديگر مايحتاج زندگى را مى خواهد.
دوّم پروردگار متعال، كه بايد مطيع و فرمان بر او باشم .
سوّم شيطان رجيم كه هر لحظه سعى دارد مرا از مسير حقّ، منحرف و دچار معصيت كند.
چهارم عزرائيل و ملك الموت، كه در انتظار گرفتن جان من است .

امام علىّ علیه السلام فرمود: اى سلمان ! تو را بشارت دهم به مقامات عالى و فضائل والائى كه در بهشت خواهى داشت؛ چه اين كه من نيز روزى به ملاقات حضرت رسول صلی الله علیه و آله رفتم، آن حضرت به من فرمود: يا علىّ! در چه وضعيّتى هستى ؟
گفتم: در وضعيّت سختى به سر مى برم؛ و براى همسر و دو فرزندم حسن و حسين ناراحت هستم؛ چرا كه غير از آب آشاميدنى چيز ديگرى در منزل نداريم .
حضرت فرمود: يا علىّ! غم و ناراحتى مرد در جهت رفع مشكلات خانواده، سبب نجات او از آتش ‍ دوزخ مى باشد و نيز هر لحظه به ياد مرگ بودن، كفّاره گناهان خواهد بود.
و در ادامه فرمود: يا علىّ! رزق و روزى و نياز بندگان، را خداوند متعال برآورده مى نمايد، و غم و اندوه در اين جهت سود و زيانى ندارد مگر ثواب و پاداش در پيشگاه خداوند مهربان.

جامع الاخبار: ص 91



برچسب‌ها: امیرالمومنین, کتاب سلامی, شب قدر, امام زمان, ولایت اهل بیت
نوشته شده در تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393 توسط عبدالله